در این قسمت سعی می شود مطالبی پیرامون آموزش و آموزش ضمن خدمت و روش ارزیابی اثربخشی آموزشی در سازمان ارائه شود.

این موضوع با عنوان آموزش و آموزش ضمن خدمت در سازمان های ایرانی , بخشی از رشته های علوم پایه و انسانی است. موضوع; در این قسمت سعی می شود مطالبی پیرامون آموزش و آموزش ضمن خدمت و روش ارزیابی اثربخشی آموزشی در سازمان ...
| |
در این قسمت سعی می شود مطالبی پیرامون آموزش و آموزش ضمن خدمت و روش ارزیابی اثربخشی آموزشی در سازمان ارائه شود.
تاریخچه آموزش نیروی انسانی
قبل از پیدایش نهضت مدیریت علمی در قرن نوزدهم و ظهور سازمانهای دولتی و بزرگ، مسئله آموزش نیروی انسانی چندان مورد توجه نبوده ولی با افزایش درجه پیچیدگی کارها و توسعه روزافزون تخصصها، آموزش به صورت یکی از اصول کلی و غیر اجتناب مدیریت زمان تجلی کرده، به طوری که امروزه تهیه و تنظیم و اجرای برنامههای آموزشی کارکنان یکی از وظایف اساسی سازمانها به شمار میرود. به طور کلی موضوع آموزش کارکنان دولت و اهمیت آن در علوم اداری بعد از جنگ جهانی دوم مورد توجه دقیق قرار گرفت. در آمریکا اولین قانونی که در مورد آموزش کارکنان دولت در تاریخ 1958 از کنگره گذشت، آموزش به عنوان یکی از جنبههای مثبت اداری مورد توجه قرار گرفت در انگلستان نیز بعداز اینکه اداره کل کارآموزی وابسته به وزارت خزانهداری تاسیس شد. آموزش جای خود را در حل مسائل مربوط به توسعه ملی باز کرد. در فرانسه نیز برای اولین بار در سال 1946 مرکز آموزش جدیدی به اداره امور استخدامی سازمانهای دولتی بعد از مشروطیت و استقرار نظام جدید اداری در سال 1286 شمسی به وجود آمده است. راه آهن ایران جزء اولین سازمانهایی بود که برنامههای آموزشی را آغاز کرد. این اولین بار بود که در کشور ما مسئله آموزش به مفهوم وسیع خود در سازمانهای دولتی به عنوان امری جدی و فعالیتی مستمر، تلقی شد. تاسیس مرکز آموزش مدیریت دولتی نیز گام دیگری در تحقق اهداف آموزشی کارکنان دولت بود که در سال 1347 جامه عمل پوشید. سازمان امور اداری و استخدامی کشور نیز در خرداد ماه سال 1363، بخشنامهای در خصوص آموزش کارکنان دولت صادر کرد و استناد مواد 44، 45، 46 قانون استخدام کشوری مسئله آموزش کارکنان دولت را به عنوان موثرترین راه تجدید بنای نیروی انسانی سازمان مورد تاکید قرار داد (پورآهن، 1375، ص197).
مفهوم آموزش
مفهوم آموزش و کارآموزی با مفهوم آموزش و پرورش به معنای وسیع آن تفاوت دارد. آموزش و پرورش به طور کل، افراد را برای زندگی آینده آماده میکند و صرفاً به دنبال کسب معاش نیست و هدف آن یاددادن و تربیت است، در حالی که هدف آموزش و کارآموزی کسب معاش و پیداکردن شغل مناسب برای افراد است. آموزش و کارآموزی عبارت از تعلیمات بخصوص به افراد قبل یا حین خدمت برای آشنایی با کارشان میباشد (محمدی، 1382، ص13).
تعلیم یا آموزش در لغت نامه دهخدا به معنای بیاموختن، آگاهانیدن، آموختن، کسی را چیزی آموختن، آموزانیدن و ... آمده است (لغت نامه دهخدا).
واژه آموزش به دلیل تنوع تقسیمبندیها، تعداد کارکردها و وجود بینشهای مختلف از آن، به صورت گوناگونی تفسیر میگردد ولی معناشناسی این واژه و تمایزدهی آن با واژگان همبند، زمینه از درک بهتر مفاهیم بنیادی مرتبط میباشد. که در زیر به اختصار آن را بیان می کنیم:
آموزش (Instruction) برخلاف پرورش و کارآموزی، آموزش نه یک نهاد است و نه یک دوره؛ بلکه آموزش به فعالیتهایی گفته میشود که در خدمت پرورش و کارآموزی قرار دارد، در واقع آموزش هر گونه فعالیتی را گویند که هدف آن ایجاد تغییر در یادگیرندگان باشد (محمد قلی نیا، 1378 ، ص 9).
آموزش (Education) مفهومی است که در داخل یا خارج سازمان محتوایی گسترده دارد، آموزش به شکل برنامههای رسمی یا از طریق کسب تجربه و دگرگونی در یک شخص و در معلومات و استعداد و تواناییهای او تعریف میشود (اسدی، 1382،ص 15).
آموزش (Training) این واژه معادل واژه کارآموزی فارسی بوده و منظور از آن، آموزش فنون و مهارتهای مورد نیاز به افراد جهت آغاز به تقویت حرفهای و شغلی است (علاقهبند، 1388، ص 39).
آموزش یا عادت دادن و یا تلقین و راهنمایی زمان که ایجاد مهارتها، عادات و نگرشها و باورها از راه تلقین و تکرار مطمح نظر باشد، صورت میگیرد. این آموزش به منظور افزایش توانمندی و تمایل فراگیرنده برای قضاوت انتقادی مستقل و خلاقانه، طرحریزی و اجرا میگردد (اسمیت، 1377 ، ص 50).
آموزش میتواند تغییر مهارتها، دانش، نگرشها و رفتار اجتماعی را در برداشته باشد، آموزش میتواند به معنای به وجودآمدن تغییر در دانش افراد، طرز کارشان، نگرشهایشان در مورد کار و یا تعامل آنان با همکاری و سرپرستانشان باشد (شیمون، ال . شولز، 1380، ص 248).
آموزش تجربهای است مبتنی بر یادگیری به منظور تغییرات نسبتاً پایدار در فرد، تا او را قادر انجام کار و بهبود بخشی تواناییها، تغییر مهارتها، دانش، نگرش و رفتار اجتماعی نماید. بنابراین آموزش به مفهوم تغییر دانش و نگرش و تعامل با همکاران است (سید جوادین، 1381، ص 434).
آموزش در حقیقت کوششی است که مدرس برای انتقال معلوماتی خاص به شاگردان خود به کار میبرد و به معنای ارائه معلوماتی نظری یا علمی است که به یادگیرنده منتقل میگردد (ابراهیم زاده 1374 ، ص 35).
آموزش فعالیتی است مداوم، جامع و برای همه، برای رشد و تکامل انسان، غنای فرهنگی و تعالی جامعه (فیوضات، 1378 ، ص 20).
آموزش و پرورش عبارت است از جریان جامعهپذیری یا اجتماعیکردن اعضای جدید جامعه (علاقهبند ، 1388 ، ص 46).
به طور کلی میتوان گفت که آموزش مستلزم استفاده از برنامههای پیشبینی شدهای میباشد که وابستگیهای موجود در کارکنان را تقویت و موجب کسب دانش، مهارت و تواناییهای تازه در فرد میگردد به گونهای که بهبود عملکرد شغلی افراد را تسهیل مینماید، آموزش امری است که بیشتر سازمانها منابع فراوانی را به آن اختصاص میدهند و آن را مجموعه روشهایی میدانند که به وسیله آن مهارتهای لازم برای انجام دادن کارها به افراد تازه دارد و مستخدمان طبق آن نیازهایشان را میآموزند از این رو میتوان گفت که آموزش در اینجا میتواند عبارت باشد از: یاددهی شیوههای اصلاحی و تکمیلی تا کارکنان موفق به بهبود کیفیت، پردازش دادهها و مشارکت در تصمیمگیریهای تیمی و کار با رایانه شوند (تانگ[1]، 2007، ص 259).
آنچه در این پژوهش مورد بحث است آموزش کارکنان میباشد و موضوع مسلم این است که آموزش نیروی انسانی از جمله مطمئنترین و اساسیترین راههای بهسازی در سازمانها محسوب میگردد و موجب کسب دانش و افزایش مهارت های شغلی افراد میگردد و از اتلاف منابع اضافی و مادی نیز جلوگیری میکند.
آموزش و کاربرد آن برای اصلاح و تغییر رفتار فردی، گروهی و سازمانی سنگ بنای همسازی نیروی انسانی محسوب میشود و این در حالی است که دانش و تکنولوژی بشر هر 5 سال یکبار به میزان 2 برابر افزایش مییابد و این افزایش شامل تغییراتی در مشاغل و حرف میگردد و از طرف دیگر انتقال دانش و اطلاعات و نوآوریها با توجه به گسترش دانش و تغییرات سریع تکنولوژی امروزی امری فردی محسوب میگردد و آموزشهای به روز شده نیروی انسانی و ارائه آن باعث انتقال نوآوریها و تکنولوژی روز میگردد. همان گونه که اشاره گردید، آموزش انواع و
تقسیمبندیهای زیادی دارد که در ذیل آنها را نام میبریم:
آموزش رسمی[2] ، غیر رسمی[3] ، آموزش آزاد[4] ، آموزشهای فردی، گروهی و جمعی، آموزش برحسب مکان(شهری روستایی)، آموزش برحسب سن مخاطب (کودکان، بزرگسالان و...)، آموزش برحسب موضوع (کشاورزی، صنعت و...) آموزش موضوع گرا[5] ،آموزش مشکل گرا[6] ، آموزش پیش از خدمت[7] ، آموزش حین خدمت[8] ، آموزش ضمن خدمت[9] ، آموزش مادام العمر[10] ، آموزش اتفاقی[11]، آموزش عمومی[12] ، آوزش منظم و نامنظم، آموز تابعی[13] ، آموزش فوق سوادآموزی[14] ، آموزش تکراری، آموزش از فاصله دور[15] ، آموزش جبراین، آموزش دوباره، آموزشهای ترویجی، آموزش فنی و حرفه ای[16] و ... (روگرز[17]، 2006، صص 77-134).
[1] Tang
[2] Formal Education
[3] Non-Formal ed.
[4] In-Formal ed.
[5] Subject Orient ed.
[6] Problem Oriant ed.
[7] Preserivce ed.
[8] On The Job
[9] In-Service ed
[10] Lifelong ed
[11] Incidental ed
[12] General ed
[13] Functional ed.
[14] Literacy Post-
[15] Distance ed
[16] Technicl and Vocational
[17] Rogers
اهداف آموزش
اهداف آموزش در سازمانها متعددند که تحت عناوین اهداف عمه اجتماعی، اهداف سازمانی و اهداف فردی قابل دستیابی میباشند. آنچه در امر آموزش در سازمانها مدنظر است این است که آموزشها باید ایجادکننده سازمانهای یادگیرنده و تولیدکننده فکر باشد نه صرفاً نشخوارکننده فکر دیگران. در ذیل به توضیحی کوتاه دربارهی این اهداف میپردازیم (تويچل[1]، 2000، ص 61):
اهداف اجتماعی
جامعه و اهداف آن، محاط است بر کلیه ارگانهایی که در آن نشوونما[1] میکنند که در واقع میتوان آن را فراسیستم یا نظام فراگیر نام نهاد. بنابراین اهداف اجتماعی سمت دهنده اصلی برنامهها و عملیات موسسات و سازمانهای مختلف میباشد. توجه به اهداف مزبور مدیران و کارکنان را قادر میسازد تا بر مبنای ایدئولوژی، فرهنگ، نظام اقتصادی و شعائر ملی و قوانین و مقررات ملی، اهداف و نحوه حرکت به سوی آنها را در ارگانهای مربوطه ترسیم و با تنگناهای محیط شغلی از مواضعی مشخص و شناخته شده برخورد نمایند. به تعبیر سادهتر اگر جامعه نباشد سازمان در جامعه معنا و مفهومی ندارد (آشیش[2]، 2008، ص201).
از جمله اهداف اجتماعی قابل توجه میتوان به قوانین و مقررات حکومتی تاکید کرد که در توضیح آن میتوان گفت که قوانین و مقررات سازمانها را جهت پیشرفت کارکنان ضعیف تحت فشار قرار میدهد و سازمانها را موظف به طراحی برنامههای آموزشی مینماید. این فرایند در جهان معاصر به ویژه در دهههای اخیر عمومیت داشته و به طور معمول از کمک حکومتی و دولتی سازمانها در اجرا برنامههای آموزشی برخوردار میشوند. ضمن آن که دولتها آموزش برخی از برنامههای مربوط به حفظ بهداشت و کارکنان و پیشرفت آنان را موکول، به گذراندن دورههای آموزش کردهاند(تويچل، 2000، ص 61).
اهداف سازمانی
آموزش کارکنان در رابطه با اهداف سازمان حداقل بایستی در جهت تامین اهداف استراتژیک سازمان از یک طرف و ایجاد تخصص و مهارتهای مورد نیاز روحیه تعاون و پذیرفتن آگاهانه قوانین و مقررات و سنن و اخلاق مقبول اداری و سازمانی باشد. از جمله اهداف سازمانی آموزش عبارتند از (آشیش، 2008، ص202):
- بهبود در نحوه انجام وظایف و کم و کیف کار
- امکان جایگزینی متخصصان در شرایط ضروری
- کاهش حوادث و ضایعات
- امکان استفاده از منابع داخلی (کاهش هزینهها)
- ایجاد ثبات بیشتر در سازمانها
- کاهش میزان تفاوتها
- لزوم تابعیت انعطاف نظام مدیریت منابع انسانی در راستای استراتژیهای سازمان
اهداف فردی
انسان هر چه بهتر کار کند از خود و نتیجه کار خود راضیتر میشود و وحدت و تناسب بین شخصیت افراد و مسئولیتهای واگذاری به آنها و دانش و توانایی انجام کار در انسان ایجاد رضایت مینماید و کاردانی نه تنها به استحکام و اتکای به خود میافزاید بلکه یک سرمایه ارزنده و
حرفهای، تخصصی و اطمینان بخش محسوب میگردد. به عبارتی هر قدر نظام آموزشی بهتر و بهتر بتواند تواناییهای بالقوه افراد را به فعل درآورد نه تنها انسان در خود اعتبار و ارزش بالاتری
میبیند بلکه جامعه نیز به او ارج بیشتری مینهد. از جمله اهداف فردی میتوان به موارد ذیل اشاره نمود(تويچل، 2000، ص 62):
الف) عاملی در جهت بروز استعدادهای پنهانی افراد
موفقیتهای آتی در هر سازمان جهت انجام کار بستگی کامل به فعالیتهای کارکنان آن سازمان داشته تا امور مربوط به آن با موفقیت به اتمام رسد. از این رو ارزیابی مناسب توانایی نیروی انسانی و شناسایی استعدادهای نهفته آنها نکتهای بسیار مهم است که باید از ابتدای کار ارزیابی در هر سازمانی لحاظ گردد تا با برنامههای متعدد آموزش زمینه ظهور آنها فراهم گردد و با ساختاردهی مناسب و حمایت مدیران میدان آن استعدادهای نهفته فرصت عرضه بیابند، در غیر این صورت سرمایهگذاری در رابطه با پرورش نیروی انسانی ممکن است تلف گردد (تويچل، 2000، ص 63).
ب) منحصر به فرد بودن موقعیت
سازمانها دریافتند هنگامی که کارکنان از نوعی آموزش باید بهره گیرند، تنوع پذیری آنان در رابطه با تغییرات راحتتر انجام میگردد و با توجه به ویژگی خاص هر موقعیت و شرایط
انعطافپذیری مناسبتری را از خود بروز میدهند. باید پذیرفت که حتی کارکنان باتجربه در شرایط جدید با چالشهای زیادی مواجه هستند (تويچل، 2000، ص 63). اگر کارگری با یک ماشین به طور کامل آشنا باشد دلیل نمیشود که با ماشینهای مشابه نیز آشنا شود. چون هر دستگاهی ویژگی خاص خود را دارد به علاوه هر سازمانی رویه و سیاستهای خاص خود را دارد و اغلب از روشهای متفاوتی برای انجام کارهای مشابه استفاده میکنند(آشیش، 2008، ص203).
ج) تغییر شغل
اکثر سازمانها امروزه دارای حالتی پویا بوده و به طور مداوم ابزار، تجهیزات، روشها و سیاستهای آن در حال تغییر میباشد و به هنگامسازی مداوم جریان دارد. تنوع طلبی افراد، تنوع شغلی را برای آنان مطرح میسازد این امر زمانی میسر میگردد که افراد با آموزشهای مناسب توانایی پاسخگویی به این شرایط را بیابند (تويچل، 2000، ص 63)، از این رو یادگیری مهارت جدید ضرورت یافته و سازمانها باید کارکنان تازهای را با مهارت جدید به کار گمارند یا این که آموزشهای نوینی را در برنامههای پرورش خود قرار دهند(ساكس[1]، 1994، ص 16).
[1] Sacks
[1] Batten
[2] Ashish
[1] Twitchell
فواید آموزشهای شغلی
آموزشهای شغلی فواید زیادی دارد که در ذیل به برخی از آنها اشاره میشود.
* آموزش مهارتها و شایستگیهای افراد را افزایش میدهد؛
* شرایط انتخاب مناسب را برای احراز مشاغل فراهم میکند و باعث بهرهوری بیشتر میشود؛
*باعث افزایش سود و کاهش هزینهها میگردد؛
* باعث بارور شدن استعدادهای افراد و بالفعل نمودن تواناییهای بالقوه آنها میگردد (فولمر[1]، 1989، ص 48).
کاظمی فواید آموزشهای شغلی را این گونه بیان میکند:
◙ میزان دانایی، مهارت و تسلط کارکنان را افزایش میدهد ؛
◙ سطح اثربخشی کار را از نظر کمی و کیفی اعتلا میبخشد؛
◙ روابط بین کارکنان و مدیریت را بهبود میبخشد؛
◙ روحیه کارکنان را تقویت میکند و در آنها رضایت شغلی ایجاد مینماید؛
◙ روابط بین کارکنان و مدیریت را بهبود میبخشد؛
◙ استفاده بهتر از ماشین آلات و تجهیزات را امکان پذیر میسازد؛
◙ میزان ضایعات و خسارات، اعم از انسانی و مادی را در محیط کار کاهش میدهد (کاظمی، 1376، ص106).
[1] Fulmer
مراحل آموزش کارکنان
پیش از تصمیمگیری پیرامون برنامههای شناخته شده آموزشی، سه نوع نیازمندی میباید مدنظر قرار گیرد این نیازها عبارتند از: نیاز سازمان، شامل مواردی مثل اهداف شرکت، قابلیت دسترسی به میزان و آهنگ بازدهی، میزان جابهجایی و خروج از خدمت کارکنان، دوم نیازهای مربوط به عملیات و خود شغل که میتواند از شرح مشاغل و معیارهای عملکرد تعیین شده باشد، و سوم اطلاعات در مورد نیازهای آموزشی فردی که میتواند از نتایج ارزشیابی عملکرد، مصاحبه با متصدی شغل، آزمونها و بررسیها و طرحهای پیشرفت شغلی افراد فراهم شود (رحیم نیک، 1377، ص117).
گری دسلر فرایند آموزش و توسعه را شامل تجزیه و تحلیل نیازها، تجزیه و تحلیل کار، تجزیه و تحلیل عملکرد و سرانجام تعیین هدفهای آموزش میداند(دسلر، 1378؛ ص156).
اسفندیار سعادت مراحل مختلف فرایند آموزش را چنین بیان کرده است:
1. تشخیص نیازهای آموزشی؛
2. تعیین اهداف آموزشی؛
3. انتخاب روش آموزشی؛
4. برنامهریزی برای برگزاری دورههای آموزشی؛
5. ارزیابی دورههای آموزشی.
هر برنامه آموزشی از نظر علمی سه مرحله مستقل و در عین حال مرتبط به هم، را داراست. این مراحل عبارتند از: الف) برنامهریزی ب) اجرا ج) ارزشیابی (سعادت، 1387؛ ص185).
گراهام و بنیت با نگرشی سیستمی فرایند فعالیت آموزشی را در سازمانها بصورت زیر بیان کردهاند.
1) تجزیه و تحلیل شغل و تعریف شغل؛
2) تعیین استاندارد عملکرد؛
3) عملکرد موجود (وضعیت کارکنان از نظر عملکرد)؛
4) تعیین نیازهای آموزشی؛
5) طراحی و اجرای برنامههای آموزشی؛
6) بررسی اثرات و نتایج برنامههای آموزشی (گراهام[1]، 1992، ص242).
[1] Graham
مدل جامع آموزش
مهمترین مراحل و گامهای مدل جامع آموزش به شرح زیر میباشد:
1- هدف گذاری
در این مرحله اهداف آموزشی با توجه به اهداف کلی سازمان تعیین میشود، یعنی اهداف آموزش کارکنان تابع اهداف استراتژیک سازمان است و براساس اهداف سازمان معلوم میشود که چه اهدافی را واحد آموزش سازمان باید دنبال کند.
2- نیازسنجی
برای هر شغلی براساس استاندارد مشاغل (رایجترین روش) یا هر روش دیگر نیازسنجی صورت میگیرد.
3- برنامهریزی
4- اجرا
5- ارزشیابی (خراسانی، 1385؛ ص27).
ضرورت آموزش کارکنان
دولان وشولر در مورد اهمیت آموزش معتقدند که آموزش کارکنان بطور کلی فعالیتی است که میتوان آن را اغلب اوقات از بالاترین سطح سازمان تا پایینترین سطح سازمان بکار گرفت (شیمون ال، 1375، ص266)
ابیلی مینویسد:«توسعه منابع انسانی در سازمانها به نوعی تعهد و انتظار متقابل و وظیفه دوسویه بین فرد و سازمان مبدل شده است. در چهار چوب این تعهد و انتظار متقابل، کارکنان باید ضمن نشان دادن التزام عملی به انجام وظایفی در راستای اهداف سازمانی و همچنین رفتار در چهارچوب نظامنامه آن حقوق متقابلی را نیز برای خود تعریف کنند. از اهم این حقوق میتوان به بهرهمندی از فرصت توسعه مستمر دانش و مهارت کاری و تکامل جنبههای مختلف شخصیتی کارکنان اشاره کرد» (ابیلی، 1382؛ ص77).
سازمانها برای تحقق اهداف و انجام ماموریت خود به افراد آموزش دیده و مجرب نیاز دارند، چنانچه کارکنان سازمان از عهده انجام وظایف خود برآیند، نیاز زیادی به آموزش وجود ندارد. در غیر این صورت ارائه آموزش ضروری است. "بیشتر مطالعات نشان میدهد که درصد بالایی از شرکتها و کارخانهها، خصوصاً آنهایی که بزرگترند، برنامههای آموزشی رسمی دارند". توسعه سازمانهای آموزشی که برای به کنترل در آوردن نیروی فکری، دانش و تجربه افراد خود کار میکند نشان دهنده اهمیت زیر بنای آموزش و یادگیری برای سازمانهایی است که در هزاره جدید شکوفا شدهاند (فرنچ، 1379، ص281).
بزاز جزایری (1374) به نقل از بی . ام . بای و جی اوگان اشاره میکند که سه عامل وجود دارد که فعالیتهای آموزشی کارکنان را ضروری ساخته است.
1) پیشرفت تکنولوژی:
اتوماسیون و مکانیزه کردن کارخانه برای بقاء سازمان ضروری است . افزون بر این، آموزش کارکنان برای کسب مهارت بیشتر نیاز اساسی و مهم است.
2) پیچیگی سازمان:
با افزایش ماشینی شدن، اتوماسیون و توسعه تکنولوژی، بسیاری از سازمانها به صورت یک سازمان پیچیده در آمدهاند. این پیچیدگیها نیاز به آموزش و باز آموزشی در تمام سطوح از مدیران سطح بالا تا کارگران را ضروری ساخته است.
3) روابط انسانی:
رشد و پیچیدگی سازمانها منجر به بروز مشکلات انسانی گوناگونی مانند: از خود بیگانگی، مشکلات درون فردی و گروهی شده است. به همین دلیل آموزش در زمینه روابط انسانی برای حل مشکلات انسانی ضرورت مییابد (بزاز جزایری، 1373؛ ص 29).
پل نباس مدیر برنامهریزی نیروی انسانی شرکت فورد میگوید:" اگر با آموزش و پژوهش به عنوان هزینه برخورد شود، در زمان صرفهجویی در هزینهها، بودجههای آموزش و پرورش نیز باید قطع شود. لیکن اگر سازمان مجموعهای از ارزش و اصول را که بر مبنای آن، کارکنان مهمترین دارائی سازمان در نظر گرفته شوند، برقرار کند آموزش حتی در زمان رکود بازار نیز باقی خواهد ماند"(جمعی از اساتید مدیریت، 1380، ص7).
انواع آموزش
آموزش کارکنان در سازمان به دو صورت زیر انجام میشود:
آموزش قبل از خدمت
منظور از آموزش قبل از خدمت آن نوع آموزشی است که قبل از ورود یا استخدام فرد در سازمان به وی ارائه میشود تا شایستگی و تواناییهای لازم را در او ایجاد و وی را برای احراز شغل در آینده آماده کند. این نوع آموزشها برای رفع مشکلات خاص سازمانی صورت نمیگیرد، بلکه هدف آن تربیت نیروی انسانی ویژه برای سازمان است (فتحی و اجارگاه، 1384، ص58).
آموزش ضمن خدمت
این نوع آموزش با هدف ارتقای سطح دانش و آگاهی و مهارتهای فنی، حرفهای و شغلی و نیز استقرار رفتار مطلوب در کارکنان یک سازمان صورت میگیرد و آنان را برای انجام بهینه وظایف و مسئولیتهای شغلی آماده میکند.
بنابراین آموزش ضمن خدمت از لحاظ سازمانی به آن نوع آموزش اطلاق میشود که عموماً پس از استخدام فرد در سازمان صورت میپذیرد. جان اف می (1968) آموزش ضمن خدمت را چنین تعریف میکند:
"بهبود سیستماتیک و مستمر مستخدمین از نظر دانشها، مهارتها و رفتارها که به رفاه آنها در سازمان محل خدمتشان کمک میکند. از این رو تصور میرود که هدف از آموزش ضمن خدمت ایجاد توانایی بیشتر تولید و افزایش کارایی در شغل فعلی و کسب شرایط بهتر برای احراز مقامات بالاتر میباشد" ( فتحی و اجارگاه، 1384، ص63).
آموزش ضمن خدمت هنگامی بیشترین اثر و کارایی را دارد که لازم باشد یک یا تعداد معدودی کارآموز را در یک زمان و برای شغل مشخصی آموزش داد و تربیت کرد، ولی اگر لازم باشد که کارآموز با نظریات مختلف مربوط به کار نیز آشنایی کامل پیدا کند، به ناچار باید همراه با روش آموزش ضمن خدمت از روشهای دیگر آموزشی نیز استفاده کرد. از لحاظ زمانی آموزش ضمن خدمت میتواند به دو شکل کوتاه مدت و بلند مدت باشد (سعادت، 1387، ص195):
آموزش کوتاه مدت
آموزش کوتاهمدت برای آماده سازی افراد جهت تصدی مشاغل خاص ارائه میشود. در غالب موارد این آموزشها به افرادی ارائه میشود که برای مشاغل خاصی انتخاب و برگزیده شدهاند و باید ظرف مدت کوتاهی تخصص و مهارت لازم را به دست آورند و پس از طی موفقیت آمیز دوره، در شغل مورد نظر مشغول به کار شوند.
آموزش بلند مدت
این نوع آموزشها برای آماده سازی افراد جهت تصدی مشاغل خاصی صورت میپذیرد، با این تفاوت که مدت آموزش طولانیتر و محتوای آموزش مشتمل بر مهارتها و معلومات علمی و عملی است. مراکز آموزش عالی و دانشگاهها عموماً این نوع آموزشها را ارائه میدهند.
مفهوم آموزش ضمن خدمت
همانند بسیاری از مفاهیم دیگر که با قلمروهای پیچیده فعالیتهای انسانی سر و کار دارند آموزش ضمن خدمت مفهوم بحث برانگیزی است که درباره آن توافق وجود ندارد به عبارت دیگر در کشورهای مختلف و حتی در سازمانهای مختلف با توجه به گستره آموزشهای ضمن خدمت کارکنان، تعریف و برداشتهای متفاوتی از این واژه ارائه میشود. جان اف، می[1] در تعریف آموزش ضمن خدمت میگوید: آموزش ضمن خدمت عبارت است از بهبود نظامدار و مداوم مستخدمین از نظر دانش، مهارتها و رفتارهایی که به رفاه آنان و دانشگاه محل خدمتشان کمک میکند پی یر و گاتر[2] آموزش ضمن خدمت را نوعی کوشش نظامدار تلقی میکنند که هدف اصلی آن عبارت است از: هماهنگ کردن و همسو کردن آرزوها، علایق و نیازهای آتی افراد با نیازها و اهداف سازمان در قالب کارهایی که از افراد انتظار میرود. گولدستین[3] آموزش ضمن خدمت را فرایند اکتساب
نظامدار مهارتها، قوانین، مفاهیم یا نگرشهایی میداند که به بهبود عملکرد افراد در محیط کار منجر میشود (زارعی، متین و الیاسی، 1386، 65).
آموزش ضمن خدمت با آموزش حین کار[4] تفاوت دارد آموزش ضمن خدمت مفهوم وسیعتری از آموزش ضمن کار میباشد و به کلیه آموزشهایی اطلاق میشود که افراد در طول دوران خدمت در سازمان و حتی در برداشت گستردهتر برای دوران بازنشستگی طی مینمایند، در حالی که آموزش حین کار یا آموزش حین اشتغال به آن دسته از آموزش هایی اطلاق میشود که فرد ضمن کار معین، با روشها و فنون اجرای آن کار آشنا میگردد. به عبارت دیگر، آموزش ضمن کار یکی از روشهای آموزش ضمن خدمت است که ماهیت و عملی کاربردی دارد (بزاز جزايري، 1384، ص16).
[1] . J.F.May
[2] .pear & gutter
[3] . goldstien
[4] . on-the job training
| « مدیریت دانش در سازمانهای دولتی | الگوی چهار مرحله ای ارزشیابی آموزشی پاتریک » |