جام جم آنلاين: از معتقدات مشترك ميان اديان بزرگ جهان، بحث زندگي پس از مرگ است. اصولا دغدغه همه انسانها آگاهي از سرنوشت خويش است. بشر از نخستين روزهاي زندگي خود در اين عالم نسبت به استمرار حيات خود يا نابودي به وسيله مرگ نگران بوده است.
وجود خداياني كه شوون مرگ و زندگي پس از مرگ را اداره ميكردهاند و به نام خداي مردگان يا خداي زيرزمين يا ... در ميان اسطورههاي اديان باستاني مشهورند، بسط و عمق چنين اعتقادهايي را در ميان انسانها و جوامع اوليه گواهي ميدهد.
ادبيات و داستانهاي رايج ميان فرهنگها و تمدنهاي مختلف، اشعار شعرا و نقوش بازمانده از پيشينيان از كندهكاريهاي روي سنگهاي غارها تا آثار نقاشان مشهور جهان نيز گوشهاي از دغدغههاي انسان در اين مبحث است. اشكال متنوع آداب و رسوم ملل و تمدنهاي باستاني و اوليه تا امروز نسبت به مردگان از تشييع و چگونگي رفتار با جسد مردگان از غسل و تكفين و تدفين يا سوزاندن و خاكستر كردن آنها يا توجه به نوع لباس و تابوت و ... نيز توجه ويژه بشر را به اين امر مهم ميرساند؛ همچنين آيينهاي بزرگداشت و احترام به اموات و تلاش در پاسداشت ياد و خاطره آنان، احترام به ارواح يا احيانا پرستش اموات به صورت عمومي يا امواتي خاص چون گذشتگان و اجداد هر خانواده يا برگزاري مراسم هفته سالگرد و احيانا سالگردهاي متوالي، نثار گل يا انواع خوراكيها و قربانيها در فرهنگهاي گوناگون همگي ريشه در اهميت داشتن موضوع مرگ و زندگي پس از آن و ميل بشر به جاودانگي و سعادت دارد.
طبيعي است با اينهمه اهتمام در ميان جوامع بشري به اين مساله مهم، اديان و آيينهاي سراسر عالم و رهبران آنها به وفور به آن توجه داشته و در آموزشها و موعظههاي مطرح شده در ميان اعتقادات ايشان وجود داشته باشد.
در اين نوشتار علاوه بر نگاهي گذرا به آموزههاي اسلامي به مساله معاد، گذري بر اعتقادات و توجه اديان بزرگ جهان به مساله مرگ و آينده انسان پس از آن خواهيم داشت. * پس از توحيد و يكتاپرستي، مهمترين مساله مورد توجه در اسلام و قرآن معاد است، زيرا نزديك به يكچهارم آيات قرآني در تشريح و توضيح آموزههاي معاد مطرح شده است. بسياري از مسائل مربوط به معاد از جمله امكان بازگشت به زندگي پس از مرگ و دلايل وقوع معاد پس از زندگي دنيا، نمونههاي عيني معاد ، مباحث درباره برزخ و معاد جسماني و حتي جزئيات نعمتهاي بهشتي و عقوبتهاي جهنم، رسيدگي به پرونده اعمال، حساب و ميزان و ... در آيات قرآني بيان شده است. بيش از 70 اسم و ويژگي معاد در قرآن ذكر شده كه نمونههايي از آن، يومالحساب، يومالانذار، يومالوعيد، يومالتغابن، يومالاخره، يومالازفه، يومالحسره و ... است.
در قرآن بنا بر تفسير موضوعي قرآن تاليف آيتالله مكارم شيرازي حدود 6 نمونه دليل از ميان آيات قرآن در امكان بازگشت به زندگي پس از مرگ براي انسان وجود دارد مانند رستاخيز انرژيها و حيات زمين و گياهان پس از مرگ و ... بعلاوه 7 دليل از ميان آيات قرآني در وقوع معاد وجود دارد مانند برهان عدالت، برهان حكمت، برهان رحمت، برهان هدف، حركت و ... .
قرآن انكار معاد را از سوي منكران آن فرار از مسووليت پاسخگويي به اعمال دنيوي ميداند و از راه برهان و دليلي كه نزد آنان باشد. آنچه انگيزه منكران معاد است چيزي جز پيروي از هوي و هوس و جستجوي راهي براي توجيه لذتجوييهاي مادي نيست. «آيا انسان گمان ميكند كه استخوانهاي او را پس از مرگ (براي زنده شدن مجدد) گردآوري نميكنيم. نهتنها اين كار را انجام ميدهيم بلكه سرانگشتان او را نيز متناسب خلق خواهيم كرد، اما انسان ميخواهد جلوي راه او (براي فساد و بيبندوباري) باز باشد (و لذا زنده شدن پس از مرگ را انكار ميكند).»(قيامه 5 - 3)
در اسلام به سختي جان كندن محتضر، فشار قبر به خاطر بداخلاقي و تضييع نعمت تصريح شده، همچنين به برزخ كه فاصله بين دنيا و آخرت به حساب ميآيد و محلي براي تكامل ارواح مومنين، بهرهمندي موقت از نعمتهاي بهشتي و عقوبتهاي بدكرداري است. پاسخگويي به پرسشهاي فرشتگان سوالكننده در قبر، اجتماع ارواح نيكوكاران در دارالسلام و ارواح بدكاران در وادي يمن از ويژگيهاي دوره برزخ يا اتاق انتظار براي ورود به مرحله نهايي زندگي يعني قيامت است. مرگ همه موجودات حتي فرشتگان مخصوص و مقرب و بقاي ذات سرمدي باريتعالي قبل از قيامت، از جمله ويژگيهاي برپايي قيامت است. با برپايي قيامت و برخاستن مردگان و رسيدگي به پرونده اعمال و حشر همه انسانها و گذار از پل صراط و مشخص شدن جهنميها و بهشتيها، آخرين مرحله نجات يعني شفاعت شفاعتكنندگاني مانند پيامبر اسلام، اهلبيت و مومنين مقرب و علما و شهدا از گناهكاران رخ خواهد داد و بدينسان پيروان و دوستداران اسلام و بندگان صالح خداوند كه عناد و لجبازي نداشته و مطيع خداوند بودهاند رستگار شده و وارد بهشت ابدي و بهرهمند از لذايذ مادي و معنوي ميشوند. در اعتقادات اسلامي، بهشت و جهنم داراي درجاتي و دركاتي است كه به نسبت قوت يا ضعف اعمال صالح و ايمان يا رذالتهاي اخلاقي و... تقسيمبندي و رتبهبندي ميان بهشتيان و جهنميان رخ ميدهد. عاليترين درجات بهشتي از آن انبياء، علما و شهدا و پستترين دركات جهنم از آن منافقين است. روايتهاي فراواني درباره جزييات مسائلي كه ذكر شد در لابهلاي متون اسلامي و كتب روايي مسلمين از همه فرق و مذاهب وارد شده و وجود دارد. همچنين فلاسفه و حكماي اسلامي و متكلمين گرايشهاي مختلف در اسلام كتابها، مقالات و آراء و نظريات متنوعي درباره معاد دارند.
در ديگر اديان و آيينها، مبحث معاد مانند اسلام مبسوط نيست، ولي آن مقدار كه از مطالعه عقايد و متون مذهبي ايشان، اعتقاد به معاد و زندگي جاويدان انسان استنباط ميشود، در اينجا به طور خلاصه ذكر ميگردد. در مسيحيت مهمترين سمبل رستاخيز، وجود خود حضرت مسيح است. عيسيمسيح كه نزد مسيحيان خدايي تجسد يافته در ميان انسانها براي به دوش گرفتن بار گناهان آنان است، وسيله نجات ديگر گناهكاران به حساب ميآيد. بعضي وجه تسميه نام ديگر عيسي را كه يسوع استخلاصي و رهايي خلايق از آتش جهنم دانستهاند؛ هر چند بنابر عقيده مسلمين، عيسيمسيح هرگز گرفتار دشمنانش نشد و خداوند او را نجات داد، اما مسيحيان او را زنده پس از مرگ ميدانند و رستاخير او از قبر كه موجب سعادت و نجات است، اساس عقيده مسيحيت در اعتقاد به خداست يعني با مرگ عيسي بشر از گناه و عذاب نجات يافته و عيسي خود را فداي گناهان انسانها كرده است. اگر عيسي نيامده و بر صليب مصلوب نشده بود بنابر اعتقاد آنان آفرينش عالم و نزول و تجسم مسيح و رستاخيز او معنايي نداشت. مسيحيان ذات انسان را گناهكار ميدانند، زيرا آدم ابوالبشر با گناه خويش موجب سرايت گناه به نسل خويش است. سعادت انسان پس از مرگ تنها در گرو توبه اوست و توبه انسان بايد با پرداخت جريمه گناه همراه ميشد تا خداوند آن را ميپذيرفت، زيرا بشر با گناه شريعت الهي را شكست و اين كار مستلزم مجازات است و عيسي به عنوان نماينده و جانشين خدا به زمين آمد، به صليب كشيده شد و مجازات و مرگ او روي صليب موجب نجات انسانها شد، مگر كساني كه خود نخواهند اين نجات شامل حالشان شود. پس رستاخيز مسيح يا برخاستن او از قبر پس از مرگ بر صليب و دفن، اساس ايمان مسيحيت و نجات مسيحيان است. آنان اين رستاخيز را واقعي و جسماني ميدانند. از بررسي اعتقادات گفته شده بخوبي روشن ميشود كه 1- مسيحيان به زندگي پس از مرگ اعتقاد دارند. 2- سعادت انسان دغدغهاي است كه مانند ديگر اديان در مسيحيت مورد اهتمام است. 3- راه نجات و سعادت بشر با طراحي تجسد پسر خدا (خدا) در قالب عيسي و به صليب كشيده شدن او و هموار كردن رنج و مصائب بشر بر وجود خويش معلوم شد. 4- رستاخيز عيسي كه خود گواهي بر زنده شدن پس از مرگ است درباره عيسي مسيح اساس ايمان مسيحيت است. مسيحيان معتقدند عيسي پس از رستاخيز به آسمان عروج كرده و كنار خداوند قرار گرفته است. در آموزههاي مسيحيت، بهشت و جهنم وجود دارد و سعادت پس از مرگ آنچنان كه ذكر شد به ايمان به مسيح برميگردد.
زنده كردن اموات كه از معجزات حضرت عيسي بوده است خود دليل ديگري در توجه به مرگ و زندگي پس از آن بوده و همچنين امكان زنده شدن پس از مرگ را گواهي ميدهد.
اما دردين زرتشت كه اعتقاد به معاد يكي از اركان اساسي تعاليم آن است، اهميت اساسي دارد زيرا هم پايان زندگي فرد و هم پايان عمر دنيا هر دو با هم فرجام جهان هستي هستند. جاودانگي انسان همانند جاودانگي بسياري از مقدسات دين زرتشت از معتقدات آنان است. جاودانگي، هم به معناي جزاي خير و پاداش زندگي پس از مرگ است و هم جايگاه حقيقي انسان و مرگ، سلاح روح شر يا اهريمن است. انسان براي نابودي و مردن پديد نيامده و مرگ پايان راه انسان نيست، زيرا اگر چنين شود اين اهريمن است كه فائق آمده و پيروز ميدان نبرد خواهد بود نه اهورا مزدا، بنابر اعتقاد زرتشتيان، روح انسان پس از مرگ تا 3 شب اطراف بدن ميت باقي ميماند و پيرامون گفتار خويش در طول حيات دنيويش در شب اول ميانديشد. سپس در شبهاي دوم و سوم نيز درباره پندار نيك و كردار نيك خويش انديشه ميكند. توجه به گفتار نيك، پندار نيك و كردار نيك در دين زرتشت همانند ديگر اديان آسماني مورد اهتمام است.
در اين سه شب روح، حسرت و دلدادگي نسبت به جسم دارد و اگر حمايت سروش دادگر نباشد ديوهاي در كمين روح، او را آزرده ميكنند. بازماندگان ميت ميتوانند با دعا و قرائت متون مقدس، حمايت سروش را كه ايزد حامي اموات است، جلب كنند. اين شبها زمان خوف و رجاء براي انسان است، خوف از انديشههاي بد و اميد به انديشههاي نيك وي در حيات دنيوي متوفي وجود دارد. پس از اين سه شب است كه روح براي داوري درباره اعمال خوب يا بدش كه اينك در برابرش وجود دارد نزد داوران مهر حضور مييابد و براساس گفتار نيك و كردار نيك و پندار نيك وي در برابر بديهايي از همان نوع سنجش صورت ميگيرد و وي راهي بهشت يا دوزخ ميشود. در اعتقادات زرتشتي برزخ نيز وجود دارد، اما برزخ همانند اعتقاد مسلمين جاي انتظار همه اموات نيست، بلكه فقط مردگاني كه نيكيها و بديهاي گفتار و پندار و كردار آنان برابر شود در هستگان يا برزخ جاي ميگيرند. هستگان مكاني است ما بين بهشت و دوزخ و در واقع معادل آن در فرهنگ اسلامي، مكاني به نام اعراف كه مابين بهشت و جهنم است. زرتشتيان تفكر مسيحيت را كه مرگ و زندگي فردي بتواند كفاره گناهان ديگران باشد را نميپذيرند.
بشر از نخستين روزهاي زندگي خود در اين عالم نسبت به استمرار حيات خويش يا نابودي به وسيله مرگ نگران بوده است
در معاد زرتشتيان، پلي براي عبور نيكوكاران و رستگاران به سوي بهشت وجود دارد.
با عبور از اين پل، رويت ايزدان معنوي نيز امكانپذير است. در اسلام شبيه همين اعتقادات وجود دارد كه هر انساني بايد از پل صراط عبور كند و آن را بر بالاي جهنم قرار دادهاند تا آنان كه بندگي خداي يكتا را نكردهاند و حقالناسي به عهده ايشان است، در ميانه راه در جهنم سقوط كنند.
در اعتقادات اسلامي و زرتشتي گريه و زاري افراطي بر اموات جايز نيست و صبر و بردباري بر مرگ عزيزان ممدوح است.
در اسلام لطمه زدن بر خود يا چاك دادن لباس و... جايز نيست و بازماندگاني كه صبر و بردباري پيشه كنند به پاداش نيكو وعده داده شدهاند؛ اما در دين زرتشتي چنانچه بازماندگان گريه و زاري بيش از اندازه كنند اعتقاد بر اين است كه گريه و زاري آنان چون زياد شود همچون رودي طغيان كرده وگذر مرده آنان را از پل با مانع و مشكل مواجه ميكند، به همين دليل آن را گناه ميدانند.
بهشت در آيين زرتشت كاملا معنوي است و طبقاتي به نامهاي گفتار نيك، پندار نيك و كردار نيك دارد و جهنم داراي 4 طبقه بدانديشي و بدزباني و بدرفتاري در بالا و انگره دمانا در يك تاريكي مطلق و بينهايت در زير است كه روي هم بدترين هستي ناميده شده و در آن روانهاي بد با غذاهاي تلخ و زهرآگين عذاب ميشوند.
در اسلام طرفداران معاد جسماني با ادله متعدد از قرآن و روايات اثبات ميكنند معاد جسماني نيز هست و بهرههاي نيكوكاران يا بدكاران در بهشت و جهنم علاوه بر بهرههاي معنوي، بهرههاي مادي و جسماني نيز است. طبقات بهشت به 8 و طبقات جهنم به 7 طبقه ميرسد. طبقات بهشت را درجه و طبقات جهنم را دركه گويند، همچنين انواع تقسيمبنديهاي بهشت همانند جنه، فردوس، اعلي عليين و... نشانگر تنوع نعمتهاي بهشتي هستند. عذابها، خوراكهاي جهنميان چون حميم، ضريع، زقوم و مكانهايي چون، اسفلالسافلين و... گوناگوني عذابها و مكانهاي عذاب را بيان ميكنند. بر خلاف معتقدات مسلمانان كه آتش و آبهاي جوشان و سوختن گوشت و پوست معذبين و حرارت فراوان را از قرآن در روايات معتبر خويش استخراج ميكنند. زرتشتيان به عذاب با آتش و ديگر عذابهاي منشعب از آن نميانديشند. آتش نزد آنان مقدس بوده و وسيله عذاب نيست، بلكه تاريكي و سردي از ويژگيهاي جهنم نزد زرتشتيان است در قرآن، آتش عذاب جهنم است و اعمال زشت گناهكاران موجب افروخته شدن عذاب است، يعني زشتي يا نيكي، عذابهاي جهنم يا نعمتهاي بهشتي را ميسازند و در انديشه زرتشتيان نيز اهورا مزدا كسي را مجازات نميكند، بلكه اهورا مزدا فقط پيروان دين زرتشت را از مواهب و آفريدههاي خودكه جز نيكي و خوبي نيست، ميبخشد و بهرههاي جهنميان همان مواهب اهريمني است.
يهود و معادبراساس آموزههاي اسلامي، همه انبياء به بهشت و سعادت بشارت دادهاند و پيروان خويش را از عذابهاي الهي ترسانيدهاند و آنان را از سركشي و عصيان و شومي عاقبت اين اعمال انذار دادهاند و فلسفه نبوت انذار و تبشير بوده است و اتمام حجت خداوند بر مردم، تا در روز قيامت عذري در برابر محبتهاي الهي باقينمانده باشد.
بنابر چنين آموزههايي موسي بن عمران، پيامبر بزرگ خداوند نيز ميبايستي پيروان خود را نسبت به آينده ايشان انذار داده باشد و بحث معاد ميان يهوديان مانند ديگر اديان از همان ابتداي نبوت وي مطرح شده باشد.
اما بيشتر دانشمندان دانش اديان تصريح ميكنند يهوديان اعتقاد روشني به آخرت و روز جزا ندارند و جزاي اعمالشان را بيشتر در اين جهان ميدانند و اعتقاد به رستاخيز كه در دين آنان ذكر شده، قدمتي به اندازه قدمت ديگر اعتقاداتشان ندارد. متخصصان علوم اديان بر آنند كه اعتقاد به بهشت و جهنم و روز جزا در تورات مطرح نشده و اين عقيده پس از همجواري بنياسرائيل با ايرانيان در دوره اسارت، از آيين زرتشتيان تاثير گرفته است. به نظر ميرسد مهمترين و اولين منابع تشريح اعتقاد به معاد در منابع دين يهود، كتاب تلمود است. تلمود تركيبي از ميشنا و گماراست كه پس از دوران اسارت بابلي به وسيله دانشمندان بنياسرائيل تدوين شده است. آنان براي جلوگيري از نابودي ايمان و باورهاي دين خود به تدريس و جمعآوري احاديث شفاهي ميان بنياسرائيل پرداختند. در كتاب گنجينه تلمود آمده است معاد جزو اصول دين يهوديان است و در تعليمات ديني دانشمندان يهود هيچ يك از موضوعات مربوط به جهان مانند اعتقاد به رستاخيز مردگان داراي اهميت نيست و انكار آن گناهي بزرگ محسوب ميشود؛ اما گروهي از يهوديان به نام فرقه صدوقيان معتقد به نابودي روح همراه با معدوم شدن جسم بودهاند. همچنين در اين كه آيا معاد شامل همه انسانهاست يا بعضي از اقشار مردم را شامل ميشود، ميان دانشمندان يهودي اختلاف است. بعضي از آنان معاد را شامل حال همه مردهها دانستهاند، در حالي كه گروهي ديگر آن را مختص يهوديان ميدانند و گروه سوم حتي يهودياني را كه نيكوكار نباشند و امتياز لازم را كسب نكرده باشند از پاداش زندگي پس از مرگ محروم ميدانند.
اعتقاد به معاد و زنده شدن مردگان اختصاص به جهان ديگر ندارد، بلكه بنا بر نص قرآن كريم زنده شدن مردگان با انگيزههاي مختلف ميان پيروان اديان مختلف در همين دنيا بارها رخ داده است و در آينده هم رخ خواهد داد، ازجمله زنده شدن 4 مرغ كشته شده كه گوشت و استخوان آنها كوبيده و به هم آميخته شده بود توسط ابراهيم خليل كه شيخالانبياء است براي يقين مورد مطالبه وي از خداوند، همچنين زنده شدن مقتول بنياسرائيل كه ماجراي آن در سوره بقره ذكر شده است. زنده كردن مردگان توسط حضرت عيسي كه از شمار معجزات آن حضرت محسوب ميشود و همچنين معجزه اصحاب كهف كه از شمار مومنان موحد مسيحي محسوب ميشدند از ديگر نمونههاي زنده شدن مردگان در همين دنياست؛ البته نمونههاي ديگري نيز در قرآن در همين زمينه وجود دارد. در ميان حوادث مختلف تاريخ اسلام نيز نمونههاي فراواني از اين دست وجود دارد، اما اعتقاد راسخ شيعيان به رجعت ائمه معصومين و مومنان در آخرالزمان بازگشت به زندگي پس از مرگ را در طيف وسيعي براي ياري دين خدا مطرح ميكند كه همه اين موارد حكايت از قدرت بيپايان خداوند تعالي دارد. اعتقاد به استمرار و حيات انسان و زندگي پس از مرگ در ديگر اديان و آيينها نيز وجود دارد كه از حوصله اين مقاله بيرون است و بايد در فرصتي ديگر به اعتقادات اديان و آيينهاي بزرگ همانند هندو، بودا، شينتو و ساير دينها پرداخت.
محمدرضا ابوئي مهريزي
عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي يزد






LinkBack URL
About LinkBacks









