شما عضو نیستید, برای دسترسی کامل به سایت لطفا از طریق این لینک ثبت نام نمائید.     close
  انجمن های تخصصی پاتوق یو |‌ Patoghu Forums

انجمن های تخصصی پاتوق یو |‌ Patoghu Forums

جدیدترین موضوعات انجمنها

پاتوق یو

16 Farvardin 16 Farvardin 16 Farvardin 16 Farvardin 5esfand

 azra u4u-16 esfand shop-u4u- 15 esfand 16 Esfand hadafsaz- 15esfand Azar afza - 16 esfand

12 azar - zohal

5esfand 5-esfand 5esfand 5 esfand 5esfand

فروش بیز-6 اسفند آریا -6 فروردین   

  12 dey-forghoon


بازگشت   انجمن های تخصصی پاتوق یو |‌ Patoghu Forums فرهنگ فرهنگ تاریخ جهان
  بازی آنلاین | آپلود سنتر | گروه های دسته جمعی |  آلبوم تصاویر | رتبه بندی سیستم امتیازات کاربران | گزارش زنده | ویترین جوایز | برترین پست دهندگان ماه |  تبلیغات در سایت

تاریخ جهان Hilo, افسانه افرینش در مصر باستان en el فرهنگ; توطئه ست علیه برادرش آزیریس ست با ملکه حبشه و 72 نفر از همفکرانش شروع به طرح دسیسه کردند . ...

ارسال تاپیک جدید  پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 22nd September 2008, 04:45 AM   #1

اهدای امتیاز به این کاربر

Sniper _ Elite آواتار ها

دوستان: (47)نفر

پیش فرض افسانه افرینش در مصر باستان

توطئه ست علیه برادرش آزیریس



ست با ملکه حبشه و 72 نفر از همفکرانش شروع به طرح دسیسه کردند . او مخفیانه اندازه برادرش را بدست اورد و شروع به ساختن یک جعبه زیبا کرد و وقتی کار جعبه تمام شد – یک مهمانی بزرگ ترتیب داد و آزیریس را به انجا دعوت کرد . در پایان مهمانی ست بالای میز رفت و گفت : " این جعبه زیبا را به کسی هدیه خواهم داد که اندازه او باشد." همه به نوبت به طرف جعبه رفتند تا اینکه نوبت به آزیریس رسید . وقتی آزیریس درون جعبه خوابید – ست با دوستانش فورا" درب جعبه را بستند و انرا با میخ محکم کردند – بعد روی ان سرب ریختند و تابوت را داخل نیل انداختند .نفتیس که این ماجرا را دیده بود از خانه شوهرش فرار کرد و به خواهرش ایسیس پناه برد .



جستجوی ایسیس غمگین برای یافتن شوهرش آزیریس



وقتی ایسیس ماجرا را شنید, بسیار ناراحت شد – لباس عزا پوشید و شروع به گریه زاری کرد . او همه جا بدنبال شوهرش گشت ولی انرا پیدا نکرد تا اینکه یک روز کنار رود نیل – بچه های که در ساحل نیل بازی میکردند به او گفتند که چند روز پیش تابوت زیبایی را روی رودخانه نیل دیده اند . ایسیس که نمیدانست جریان اب نیل تابوت را کجا برده است – نزد جادوگران رفت و از انها کمک خواست . جادوگران به او گفتند که تابوت به ساحل شهر بیبلوس رسیده وبین شاخه های درخت گز گیر کرده است . پس به خاطره جادوی تابوت – درخت گز بسیار بزرگ شده و شاه بیبلوس دستور داده تا از تنه این درخت برای قصرش ستونی بسازند .



ایسیس در سرزمین بیبلوس



پس ایسیس به سوی شهر بیبلوس حرکت کرد و وقتی به انجا رسید – کناره فواره ای نشست . در این هنگام دخترک زیبارویی نزد او امد . ایسیس موهای شاهزاده را بست و به او عطرهای خوشبو زد . وقتی شاهزاده به قصر بازگشت – ملکه از او پرسید : چه کس موهای تو را به این زیبایی ارایش کرده و به تو عطرهای خوشبو زده است.؟ شاهزاده جریان را برای مادرش تعریف کرد و ملکه دستور داد تا ان زن را به داخل قصر بیاورند. ملکه از ایسیس خواست تا پرستار دخترش شود . ایسیس روزها از دختر مراقبت میکرد و به او غذا میداد و وقتی شب فرا می رسید و همه میخوابیدند, ستون چوبی قصر را اتش میزد و دخترک را داخل اتش می انداخت و خودش را به شکل پرنده ای در می اورد و دور ستون شروع به عزاداری میکرد . وقتی خبر به ملکه رسید باور نکرد و تصمیم گرفت تا با چشم خودش ان را ببیند . ان شب وقتی ایسیس طبق معمول ستون را اتش زد و خواست دخترک را در اتش بیندازد, ملکه بیبلوس جیغ کشید و برای نجات دخترش به سوس ایسیس حمله کرد . در این هنگام ایسیس هویت واقعی خود را نشان داد و به او فهماند که میخواسته به کمک جادوی خود, شاهزاده را به یک الهه تبدیل کند ولی بخاطره فریاد ملکه, ابدیت شاهزاده از بین رفته است . وقتی ملکه این سخنان را شنید در بابر ایسیس تعظیم کرد و دستور داد تا تابوت را از میان ستون چوبی قصر خارج سازند و انرا به ایسیس بدهند . وقتی ایسیس تابوت را باز کرد و جسد شوهرش را دید, شروع به گریه و زاری کرد . او تا صبح شیون کرد و با طلوع افتاب بیاد اورد که پسرش " هــــوروس " را در خانه تنها گذاشته است . به همین دلیل جعبه را در نیزاری مخفی کرد و بدنبال پسرش به راه افتاد.



ســـــت شرور باز میگردد .



یک شب که ست در زیر نور ماه به شکار رفته بود, به جعبه بسیار زیبایی برخورد کرد و ناگهان بیاد اورد که این جعبه همان تابوتی است که برای برادرش درست کرده و انرا در ان قرار داده است . او با عصبانیت جسد برادرش را 14 تکه کرد و انها را در سراسر مصر پخش کرد . وقتی خبر به ایسیس رسید – دوباره غمگین شد . او تصمیم گرفت تا دوباره قطعات جسد شوهرش را پیدا کند . ایسیس قایقی از نی پاپیروس درست کرد و انرا درون رود نیل انداخت . او هر جا که که قطعه ای از بدن شوهرش را می یافت, به کمک " نفتیس" و " انوبیس " مومیایی و دفن میکرد و روی قبرش معبدی می ساخت . به همین دلیل است که " آزیریس " مقبره های زیادی در مصر دارد . با کمکهای ایسیس فداکار, آزیریس در دنیای مرده ها زنده شد و پادشاه مردگان لقب گرفت .



انتقام هــــوروس از عمویش ســــت



سالها بعد هوروس که جوان نیرومندی شده بود به کمک خدایان تبدیل به شاهین تیزچشمی شد و خدای اسمان لقب گرفت . یک روز روح آزیریس مقابل پسرش ظاهر شد و از او خواست تا انتقامش را از ست شرور بگیرد . پس از ان هوروس بدنبال ست رفت و جنگ بین ان دو شروع شد . در یکی از جنگها ست شرور چشم چپ هوروس را در اورد و تکه تکه کرد . اما چشم هوروس به طور سحر امیزی خود را جمع کرد و بصورت ماه کامل در امد . پس از ان چشم هوروس نماد طلسم و جادوی قدرت لقب گرفت و مصریان باستان ان را برای مصنون ماندن از چشم بد به گردن می اویختند . چنین روایت شده است که جنگ بین هوروس و ست شرور تا امروز ادامه دارد و در جنگها یکبار هوروس و بار دیگر ست شرور پیروز میشود . اما خدایان بر این باورند که روزی هوروس ست شرور را خواهد کشت و پس از ان آزیریس زنده شده و دوباره پادشاه جهان خواهد شد .


راهروی مات – پاپیروسی از کتاب هانفر



در تصویر بالا , هانفر پس از عبور از دروازه خدایان ( بالای تصویر که الهه ها پشت سر هم نشسته اند ) به راهروی مات می رسد . در انجا انوبیس درست "هانفر" را گرفته و داخل راهروی مات اورده است . پس از ان خدایان قلب مرده را در اورده و روی یکی از کفه های ترازو میگذارند . بالای این ترازو الهه مات ایستاده که روی یکی از کفه هایش پر از پر به نشانی راستی و عدالت ( وزنه قوانین مات ) قرار دارد . سمت راست ترازو هم خدای تحوت در حال اندازه گیری و مقایسه قلب هانفر با وزنه عدالت است . در اینجا اگر قلب مرده سبکتر از پر باشد – یعنی در زندگی کارهای خوبی انجام داده و تمام عمر در خدمت فرعون و خدایان بوده, پس لیاقت انرا دارد که نزد آزیریس برود . اما اگر قلبش سنگین تر از پر باشد . یعنی در دنیایی زنده ها کارهای زشت و ناپسند انجام داده و به پسر خدایان ( همان فرعون ) خدمت نکرده , پس مستوجب عذاب و نابودی است و باید توسط شیطان آموت ( سگی با سر تمساح که زیر وزنه نشسته ) بلعیده شود . در این تصویر, تحوت اعلام می کند که قلب هانفر از قوانین مات سبکتر است , پس اجازه دارد تا نزد پادشاه دنیایی زیرین یعنی آزیریس برود . پس هوروس که همانند آنوبیس صلیب حیات ( نشانه زندگی ابدی ) در دست چپ خود گرفته, هانفر را تا بارگاه آزیریس راهنمایی می کند . در سمت راست تصویر – آزیریس روی تخت شاهی نشسته و شلاق و عصای سر کج سلطنتی را در دست دارد . پشت سر ازیریس – همسرش ایزیس و خواهرش نفتیس ایستاده اند و جلوی او گل نیلوفری روئیده که 4 نوه او ( پسران هوروس ) روی ان قرار دارند . حال هانفر منتظر است تا ازیریس نظر نهایی را اعلام کند که ایا لیاقت انرا دارد که وارد قلمرو پادشاهی ازیریس ( بهشت ابدی ) شود یا نه؟ اگر ازیریس به هانفر جواب مثبت بدهد – روح ازاد او (Ba) به سوی جسد مرده برگشته و در کالبد مومیایی حلول می کند تا همراه روح همزاد به بهشت ابدی و سعادت سفر کنند .

اگر دقت کنید روی شقایق چهار الهه کوچک بچشم میخورند ( پسران هوروس ) انها پاسداران امعاء و احشاء داخل بدن هستند .



تدوین : سیدجلال صیادمیری

منبع : دنیایی بی جواب

Sniper _ Elite آنلاین نیست.  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiFurl this Post!
پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
مصر, افرینش, افسانه, باستان, در


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کدهای HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
شورلت کامارو نسل دوم Admin اتومبیل آمریکایی (فورد ،... 3 26th November 2008 03:24 PM
*** مهدي اخوان ثالث *** sAeed زندگينامه شعرا و بزرگان ادب 19 9th October 2008 09:09 AM
انعقاد قراردادهاي الكترونيكي Admin گرایش های علوم سیاسی 0 10th August 2008 04:44 AM
بیمارستان ها ( خراسان رضوی ) Admin استان خراسان رضوی 0 20th July 2008 12:04 PM

Powered by vBulletin Version 3.8.5
Copyright ©2000 - 2010, Jelsoft Enterprises Ltd.
Content Relevant URLs by vBSEO 3.3.2

Persian Language By Patoghu.com
-Valid Robots.txt--

  برداشت از مطالب سايت با ذكر نام و لينك سايت بلامانع مي باشد